سيد محمد باقر برقعى
564
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
- آنسوى رود - * مىتاراند ( چهارم ) * صفاى مزرعهى دور در حركت توست * تو مثل لرزش يك ساقهى علف هستى و چشمهاى تو * چون چشمههاى كوهى صاف * غروب ، زمزمهاى است كه در نگاه تو * خاموش مىشود هر روز * و گونههاى تو وقتى سپيده مىتابد * دريچهاى است به نور * بيار نام عسل كه رود كوچك ده * سرودخوانان از درّهها عبور كند مكالمه ( 4 ) « ديوارهاى حادثه كوتاهند ؟ * « نه ! » در پنجههاى باد چه نيروئى است * كه ساقهها را